برچسب هاي نوشته ‘PPT’

شواهدی موجود است که نشان می‌دهند دولت افغانستان از توسعه رسانه‌های مستقل از جمله تلویزیون‌های خصوصی فارسی‌زبان استقبال می‌کند، هر چند که ظهور «تلویزیون‌های حرفه‌ای فارسی»، واکنش‌های غیرمنطقی فرهنگ‌سازان نظام جمهوری اسلامی ایران را برانگیخته است.

رسانه‌های وابسته به دولت ایران بارها اتهامات سنگینی را به این شبکه‌های تلویزیونی نسبت داده‌اند. آن‌ها خط‌مشی تلویزیون‌های فارسی را بر علیه منافع ملی خود می‌دانند. این در حالی است که مدیران این شبکه‌های تلویزیونی صحت این ادعا را تکذیب می‌کنند.

بر طبق اسنادی که در اختیار دارم، نمایندگی‌های دولتی ایران در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی فعالیت‌های گسترده‌ای دارند و تلاش می‌کنند برچسب‌های تخریب‌کننده مشخصی را به تلویزیون‌های فارسی بزنند و اذهان عمومی را بر علیه فعالیت‌های رسانه‌ای جهان بشورانند. آن‌ها تضعیف بنیان اسلامی خانواده، هدف قرار دادن فرهنگ و ایدئولوژی جمهوری اسلامی را توطئه این تلویزیون‌ها می‌دانند. تلویزیون‌هایی که نگارش‌های زبانی دیگری از آن‌ها در سراسر سیاره زمین در حال پخش هستند و تاکنون توانسته‌اند به فرهنگ، دانش و دست‌آوردهای بشری خدمات ارزنده‌ای ارائه دهند. حال کسانی که مردم خود را از محصولات فرهنگی جهان محروم کرده‌اند، نگارش‌های فارسی این تلویزیون‌ها را توطئه می‌خوانند!

هنگامی که فرهنگ جهانی به زبان فارسی از طریق شبکه‌های تلویزیونی پا به خانه‌های هزاران فارسی‌زبان خاورمیانه گذاشت، عده‌ای را کاملاً غافلگیر و سراسیمه نمود و آن‌ها را به واکنش‌های تند، نامعقول و غیر بشری واداشت. بیگانه جلوه دادن متولیان این شبکه‌های تلویزیونی، از سوی رسانه‌های جمهوری اسلامی و اتصال آن‌ها به سازمان‌های اسرائیلی، موضوع دیگری است که مانند همه لطیفه‌های دولتی ایران، آدمی را می خنداند! این نوع نگرش غیردانشمندانه و انتشار آن در سطحی گسترده، موضوع تازه‌ای نیست که با آن روبرو هستیم. همیشه یک «دشمن فرضی» وجود دارد که بتواند فرهنگ «جمهوری اسلامی ایران» را تهدید کند! و ظاهراً این بار در راس همه این تهدیدها، تلویزیون «فارسی۱» اثر خلاقانه‌ای از گروه چندرسانه‌ای موبی قرار دارد. حال برنامه‌های سرگرم‌کننده این شبکه تلویزیونی فارسی که برای نخستین بار به شکل استاندارد ارائه می‌گردد، مقامات تهران و منافعشان را تهدید می‌کند! مقاماتی که از پذیرش تلویزیون‌های خصوصی فارسی امتناع می‌کنند و در این عرصه با دولتمردان افغانستان قابل مقایسه نیستند!

ادعاهای کذب و انتشار آن‌ها، تنها فعالیت نمایندگی‌های دولتی در ایران نیست و پا را از این هم فراتر نهاده‌اند. آن‌ها پیشنهاد می‌دهند که علاوه بر دفاع باید از تهاجم فنی و غیرقانونی بر علیه تجهیزات رسانه‌ای جهان بهره جست. حاصل این راه‌برد به گسیل‌شدن حجم قابل‌توجهی از امواج مزاحم و پارازیت‌هایی منجر شده است که هر روز سلامت شهروندان ایرانی را تهدید می‌کند.

تهران در استفاده از امکانات نظامی و تجهیزات فنی برای ارسال‌ امواج مزاحم هزینه سرسام‌آوری را متحمل شده است و علاوه بر ایجاد اخلال در کار گیرنده‌های ماهواره‌ای، فرستنده‌های واسط و تجهیزات ماهواره‌ای در فضا را نیز مورد تهاجم قرار داده است.

این تهاجم غیرقانونی، بسیاری از نهادهای میان‌ملیتی (بین‌المللی) مسئول را به اقدامات قانونی بر علیه «جمهوری اسلامی ایران» ترغیب کرده است. اما همه این هزینه‌های سنگین برای بسته نگاه‌داشتن فضای فرهنگی ایران کاملاً بی‌فایده است و هر روز خبر می‌رسد که «تلویزیون‌های حرفه‌ای» بیشتری برای فارسی‌زبانان جهان راه‌اندازی خواهند شد.

  • Share/Bookmark

موج گسترده تلویزیون‌های سرگرم‌کننده فارسی که به‌وسیله ماهواره‌های مخابراتی بر فضای سرزمین‌های فارسی سایه افکنده اند، امروز طبع بیننده فارسی‌زبان را تحت تاثیر خود قرار داده است.

تعداد تلویزیون‌هایی که محتوای سرگرم‌کننده از جمله «نماهنگ‌ها» (Music Videos)، «فیلم‌های سینمایی»، «مجموعه‌ها و سریال‌های تلویزیونی» را به شکل رایگان برای کشورهای فارسی‌زبان پخش می‌کنند، رو به افزایش است. اما آیا گستره پخش تلویزیونی صرفاً به برنامه‌های سرگرم‌کننده ختم می‌شود؟ آیا نوع‌های دیگری از شبکه‌های تلویزیونی نباید برای فارسی‌زبانان ایجاد گردد؟

هر چند که با ظهور تلویزیون «بی‌بی‌سی فارسی»، تاثیرگذاری یک شبکه خبری در سطح جهانی برای فارسی‌زبانان ثابت شد، اما هنوز جای خالی تلویزیون‌های علمی و خبری بیشتر برای فارسی‌زبانان کاملاً محسوس است. هنوز هم هزینه‌های مقابله نامتعارف دستگاه‌های امنیتی نظام جمهوری اسلامی ایران با تلویزیون «بی‌بی‌سی فارسی» بیشتر از هزینه‌ای است که آن‌ها برای مقابله با برنامه‌های سرگرم‌کننده غربی متحمل می‌شوند!

در ادامه این سلسله نوشتارها، موارد زیر که به عنوان موانع اصلی ظهور تلویزیون‌های علمی و تخصصی فارسی شناخته می‌شوند را بررسی خواهم نمود:

۱- پایین بودن سطح فرهنگی بینندگان فارسی‌زبان
۲- کارشکنی دولت‌های کشورهای فارسی در فضای رسانه‌ای جهان
۳- محدودیت‌های اقتصادی و تجاری صاحبان رسانه

یکی از مسائل اساسی در نوع تلویزیون‌ها، طبع بینندگان فارسی‌زبان است که با سطح فرهنگی آنان نسبت مستقیم دارد. کشورهایی مانند ایران و افغانستان یک دوره فرهنگی طولانی‌مدت برای گذار به دموکراسی را طی می‌کنند و هنوز فاصله آنان با فرهنگ سکولار و تکثرگرای جهانی کاملاً مشهود است.

اما امروز، می‌توان امید داشت که نتایج رضایت‌بخش از حضور تلویزیون «بی‌بی‌سی فارسی» بتواند سرمنشاء ظهور تلویزیون‌های علمی و تخصصی فارسی باشد.

  • Share/Bookmark

آنچه که مفهوم یک تلویزیون سرگرم کننده فارسی است، امروز در حال تغییر است. این تغییر را برای نخستین بار «فارسی۱» محصول مشترکی از شرکت «تلویزیون ماهواره ای برای منطقه آسیایی» (STAR) و گروه چندرسانه ای موبی (MOBY) به جمع تلویزیون های سرگرم کننده فارسی زبان آورد.

هنگامی که شبکه هایی مانند تلویزیون «موسیقی و سرگرمی عمومی» (GEM TV) از بریتانیا و «تی وی پرشیا» (TV Persia) از آلمان از طریق ماهواره پخش برنامه های خود را آغاز کردند، بیننده فارسی زبان تصور می کرد که محتوای سرگرمی تنها نماوا و موسیقی است! محتوایی که «شبکه موسیقی فارسی» (PMC) به خوبی توانسته بود آن را به بینندگان خود ارائه دهد.

اما تغییرات زمانی آغاز شد که «فارسی۱» سریال های تلویزیونی را به زبان فارسی دوبله کرد و در اختیار بینندگان خود قرار داد. در واقع «فارسی۱» کاری را انجام داد که شرکت متولی اش «استار» همیشه انجام می داد. هرچند ظاهرا مدیران تلویزیون های ماهواره ای سنتی که متاسفانه تنها چند تاجر فارسی زبان بودند و هیچ تخصصی در زمینه تلویزیون نداشتند، از رسیدن به چنین ایده های استانداردی کاملا محروم شده بودند!

با آمدن «فارسی۱» به عرصه تلویزیون های فارسی، «شبکه موسیقی فارسی» (PMC) به شکل قابل ملاحظه ای بر حجم برنامه های غیر موسیقی اش افزود و شبکه های دیگر مانند «موسیقی و سرگرمی عمومی» (GEM TV) و «تی وی پرشیا» (TV Persia) با عجله نام های تجاری خود را تغییر دادند و یک شماره ۱ به آخر نام های خود افزودند و اعلام کردند که می خواهند شبکه های دوم خود را به روی هوا بیاورند!

چیزی که موجب شد این مدیران غیرمتخصص یک تکانی به خود بدهند، در واقع نفوذ تلویزیون های غیر بومی مانند «فارسی۱» در بین شهروندان فارسی زبان خاورمیانه است. موضوعی که منجر به واکنش های تند و غیرمنطقی فرهنگ سازان جمهوری اسلامی ایران شد و به سرعت در خبرگزاری های حکومتی خود برچسب های دروغین به «فارسی۱» زدند. کاری که در گذشته بارها انجام داده بودند!

امروزه سریال های تلویزیونی با دوبله یا زیرنویس بخش عمده ای از محتوای برنامه های سرگرم کننده شبکه های تلویزیونی جهان را تشکیل می دهند و من امیدوارم تلویزیون های سرگرم کننده فارسی زبان با نگاه حرفه ای به این موضوع، نقش خود را در تاثیرگذاری فرهنگی بر شهروندان خاورمیانه در ایران، افغانستان و تاجیکستان افزایش دهند.

  • Share/Bookmark

«پی بی سی تپش» را همه می شناسند. تلویزیونی که بنیان گذارش یک کارگردان هنری نماواهای ایرانی و مشهور به نام علیرضا امیرقاسمی است. اگر تلویزیون تپش چند مشکل عمده نداشت، امروز می توانست به عنوان یک تلویزیون حرفه ای فارسی در فهرست من حضور داشته باشد. اما من به عنوان یک بیننده، صلاحیت این تلویزیون که بزرگ ترین تولیدکننده نماواهای ایرانی است را تایید نمی کنم.

متاسفانه این تلویزیون تلاش کرده بازپخش هایی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در فهرست برنامه های خود داشته باشد و این موضوع همه چیز را خراب می کند. مانند بسیاری از تلویزیون های غیرحرفه ای و سطحی نگر که با کمبود برنامه مواجه هستند، «پی بی سی تپش» نیز به پخش سریال های تلویزیونی تولید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می پردازد و به بنگاهی برای تبلیغات محصولات رسانه ای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.

به نظر می رسد حکومت تهران از شرایط حاکم بر تلویزیون های غیرحرفه ای فارسی زبان بسیار خرسند است. تعدادی از آن ها که بودجه کافی برای هزینه ماهواره ندارند. تعدادی نیز همه چیز را منتشر می کنند به غیر از آنچه که باید منتشر کنند!!

متاسفانه تعداد زیادی از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان، چنین وضعیتی دارند و رسانه های خرد نامیده می شوند. رسانه هایی که تاثیرگذاری آن ها بسیار کم است و نمی توانند پاسخگوی نسل جوان گرای ایران باشند. در چنین شرایطی ماهواره هاتبرد به جایی برای تصفیه حساب های شخصی بدل شده است و سطحی نگری که از ویژگی های اصلی فرهنگ ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران است در معنای واقعی واژه به اجرا درمی آید.

  • Share/Bookmark

«شبکه خبری فارسی صدای آمریکا»، سهم بسیار بالایی در پخش برنامه های تلویزیونی برای درون ایران دارد و نمی توان تاثیر این شبکه تلویزیونی را که بودجه دولتی قابل توجهی دارد بر «جنبش سبز ایران» نادیده گرفت. جنبشی که از اختلاف های فرهنگی و سیاسی برآمده از رسانه ها و نقش آن ها در شکل گیری و جهت گیری جنبش های دموکراتیک بوجود آمده است.

هرگز نمی توان نقش تلویزیون «بی بی سی فارسی» را در افزودن آگاهی مردم درون ایران، نادیده گرفت. تلویزیونی که نمایش دهنده مناسبی برای رویدادها و وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بود. و همینک نیز کار حرفه ای رسانه را به درستی انجام می دهد. به نظر من همه تلویزیون های فارسی زبان باید کار تولید و پخش برنامه را از «بی بی سی فارسی» یاد بگیرند.

و رقیب جدی و بی همتای برنامه های سرگرم کننده برای تلویزیون های فسیل شده لس آنجلسی و تلویزیون های جمهوری اسلامی ایران چیزی نیست به جز تلویزیون «فارسی۱» که کار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در جذب مخاطبین خود بسیار دشوار کرده و جایگزین مناسبی برای تماشای سریال های تلویزیونی شده است. به جرات می توان گفت که این روزها بینندگان درون ایران ترجیح می دهند قید سریال های ایرانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را بزنند و به پای تماشای سریال های جذاب آمریکایی و کره ای «فارسی۱» بنشینند. «فارسی۱» برنامه هایی را به بینندگان خود ارائه می دهد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از پخش آن ها عاجز و ناتوان است!

در رقابت با این تلویزیون های حرفه ای برخی دیگر مانند «شبکه موسیقی فارسی» (به انگلیسی Persian Music Channel) نیز به تکاپو افتاده اند و با تولید و پخش برنامه های حرفه ای سعی دارند از این قافله عقب نمانند.

  • Share/Bookmark

در این سلسله نوشتارها به تحلیل «تلویزیون های حرفه ای فارسی» و نقش آن ها در گستره سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشورهای فارسی زبان و جهان می پردازم.

یک تلویزیون حرفه ای وظایف دیگری به غیر از پخش برنامه های خود دارد و آن تحلیل و برنامه سازی است که معمولاً بیشتر تلویزیون های حرفه ای تولید کننده برنامه هستند و به همین علت نیز معمولاً این تلویزیون ها را حرفه ای می نامیم.

اما اینکه یک تلویزیون بخواهد چند ساعت نمایش دهنده یک شخص کم تحمل و یک میکروفن باشد و نصف صفحه تلویزیون را آگهی های آزاردهنده پر کرده باشد، چیز عجیب و تازه ای نیست! معمولاً بیشتر تلویزیون هایی که از شهر لس آنجلس آمریکا به زبان فارسی برنامه هایی با کیفیت پایین و بی محتوا پخش می کنند، در این گروه قرار می گیرند و کسانی که فکر می کنند کار رسانه ای انجام می دهند، مدیران این شبکه های تلویزیونی هستند.

بیننده احساس می کند تنها همین آقای «غرغرو» در تلویزیون وجود دارد و هیچ موجود زنده ای تا ۶۰ کیلومتری این تلویزیون وجود ندارد. تولید برنامه نیز کاملاً تعطیل است! و باید چند ساعت این مجری عصبانی که معمولاً مدیر تلویزیون هم هست، را تحمل کرد. واقعاً آزاردهنده است وقتی مدیران این تلویزیون ها به جمع آوری پول می پردازند و در این شرایط این تلویزیون به یک فروشگاه تلویزیونی تبدیل می شود.

اما در نقطه مقابل این واقعه رویداد بسیار مهمی در حال شکل گیری است و آن ظهور تلویزیون های حرفه ای و تاثیرگذار است که به جنبش های دموکراتیک و بر آمده از مردم کمک می کنند. تحلیل این

  • Share/Bookmark
تبلیغات